همانگونه که از رسانهها اعلام شد، آدمیرال مایک مولن رئیس ستاد ارتش آمریکا اعلام کرد حداکثر تا یکو نیم سال دیگر در افغانستان، امنیت برقرار شده و پس از آن، هیچگونه خبر و اثری از طالبان، القاعده و تروریسم بر جای نخواهد ماند. این مژده جناب مولن در صورتی که محقق شود، نوید بزرگی است که میتواند رؤیاهای مردم مظلوم و ستمدیده افغانستان را به واقعیت مبدل نماید. اما آیا چنین خواهد شد؟ برای بررسی بهتر این سخن و پی بردن به چندو چون اظهارات جناب آدمیرال مولن، مناسبتر آن است تا مروری به گذشته داشته باشیم و قضاوت را به خوانندگان، آیندگان و تاریخ بسپاریم.
درست زمانی که(همین چند سال پیش) افغانستان در کام هیولای جنگ دست و پا میزد و حوادث تلخ و قصه ناگوار و آزاردهنده آن، جنگ افغانستان را به یک مسئله بینالمللی مبدل کرده بود، تحولاتی شکل گرفت که دامنه آن تا کنون گسترده است و معلوم نیست تا کی و تا چه زمانی با همین وضعیت ادامه خواهد داشت؟ در آن زمان بنا به دلایلی، نقطه تلاقی سیاست خارجی کلیه کشورهای درگیر در افغانستان این بود که ادامه جنگ و نا آرامی در این کشور، در نهایت همگان را دچار اضطراب و نگرانی و نا امنی خواهد ساخت؛ نظام بینالمللی از سه زاویه قاچاق انسان، مواد مخدر و تروریزم بینالمللی تحت تاثیر جنگ افغانستان بود و از این رو، ختم جنگ و ایجاد ثبات در افغانستان برای جنگ طلبان خارجی نیز مطلوبیت داشت؛ به ویژه اینکه آمریکا و انگلیس و ناتو به این جمعبندی رسیده بودند که اگر بتوانند بحران افغانستان را پایان دهند و پس از دو و نیم دهه جنگ و ویرانی، ثبات و امنیت عمومی برآمده از حاکمیت ملی مورد قبول احزاب و اقوام را فراهم آورند، هم زمینههای دستیابی به اهداف شان در منطقه و آسیای میانه فراهم میگردد و هم ذهنیت و افکار عمومی مردم افغانستان را به خود معطوف و مجذوب میسازند. با درنظرداشت همین عوامل و مسائل، تلاشهایی همسو، در چند سو به راه افتاد و حرکتهای چندجهته در راستای ختم جنگ افغانستان و نهادن نقطه پایان بر بحران کور چند ساله این کشور شکل گرفت؛ «اخضر ابراهیمی» که در آن زمان نماینده خاص ملل متحد در امور افغانستان بود، اظهار داشت: جامعه بینالمللی به گونه نادرستی افغانستان را فرا موش کرده بودند. اما اکنون همه معتقدند باید مشکل افغانستان حل شود و همه در این جهت همکاری خواهند کرد. همچنین «تونی بلر» صدراعظم وقت انگلیس گفت: غرب در دهه نود در قبال افغانستان دچار اشتباه شد و ما نمیخواهیم پس از جنگ(با تروریزم) همان اشتباه را تکرار کنیم و افغانستان را به حال خود رها سازیم و بالاخره «بوش» دوم رئیس جمهوری وقت آمریکا به عنوان رهبر ائتلاف بینالمللی و میداندار مبارزه با تروریزم، یک روز پس از تهاجم بر افغانستان اعلام کرد: در این جنگ بیطرف وجود ندارد، دنیا یا با ماست و یا با تروریستها. تهاجم نظامی آمریکا و انگلیس بر افغانستان که ظاهرا در پاسخ به حادثه یازدهم سپتمبر صورت گرفت، در شامگاهان روز15/7/1380شروع شد. ایالات متحده آمریکا برای اینکه به اقدام نظامی خویش مشروعیت داده باشد به تاریخ 16/7/1380 دو نامه عنوانی شورای امنیت ملل متحد فرستاد تا به اصطلاح، آن شورا را در جریان اقدامات نظامی خود که تحت عنوان دفاع مشروع ـ مطابق ماده پنجا ویکم منشور ملل متحد ـ انجام گرفته است، آگاه کند و در همین رابطه، با استفاده از موقعیت برتر سیاسی و نظامی خویش، دو قطعنامه علیه تروریسم و توجیه دفاع مشروع نیز بدست آورد. پس از شکلگیری ائتلاف بینالمللی علیه تروریزم و تهاجم آمریکا و انگلیس بر افغانستان به قصد درهم کوبیدن طالبان و القاعده، تلاشهای دیپلماتیک ملل متحد نیز در جهت حل قضیه افغانستان شدت گرفت. با ابتکار و پیشنهاد سازمان ملل، مقدمات مذاکرات سیاسی جهت شکل دهی دولت جایگزین طالبان، فراهم شد و شهر «بن» در آلمان، محل بر گزاری مذاکرات تعیین گشت و سر انجام روز 6/9/1380 مذاکرات صلح ملل متحد در مورد افغانستان آغاز گردید و علاوه بر اطراف مذاکره، کشورهای 2+6 ، هیئتی از طرف دولت انگلیس، وزیر خارجه آلمان، نماینده ویژه رئیس جمهوری آمریکا در افغانستان و نماینده اتحادیه اروپا نیز به عنوان ناظران بینالمللی و شاهدان انعقاد موافقتنامه در کنفرانس حضور داشتند که این امر حاکی از توجه جدی جامعه جهانی نسبت به حل معضل افغانستان بود. به دنبال موافقت نامه بن، تحولات سریع و وسیعی در افغانستان شکل گرفت؛ حوادثی همچون تشکیل اداره موقت، دولت انتقالی، تصویب قانون اساسی و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی هرکدام همانند یک رؤیا از پیش چشم ملت جنگ زده و دربند افغانستان گذشتند؛ نیروهای حافظ صلح و امنیت سازمان ملل متحد(ایساف) و قوای بینالمللی ائتلاف به رهبری آمریکا و ناتو به طور سیل آسا وارد افغانستان شده و در نقاط مختلف کشور مستقر شدند و هر روز بر تعداد و آمار شان افزوده شد و همینک نیز که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم خبر از افزایش نیروهای ناتو و ایالات متحده آمریکا است. اما با این همه، سراب صلح و امنیت در این کشور همچنان پابرجا باقی مانده است. تحولات برق آسا و غیر منتظره یادشده و نیز حضور فراگیر و پرتوان جامعه جهانی؛ به ویژه ایالات متحده آمریکا این تصور را به وجود آورده بود که گویا افغانستان یک شبه ره صدساله میپیماید و قوای ناتو و غرب با انجام یک معجزه، افغانستان پیشامدرن و شدیدا سنتی را به یکباره از جزیره عقبماندگی به بهشت مدنیت و پست مدرن، میرساند و... اما اینک که هشت سال از آن تحول رؤیایی میگذرد، هنوز که هنوز است هیچیک از پندارها و تصورات خوشبینانه ملت مظلوم افغانستان به واقعیت نپیوسته است. همان زمان که سیاستمداران مطرح دنیای غرب فریاد میزدند ما دیگر افغانستان را تنها نمیگذاریم و دنیا را برای تروریستها جهنم میسازیم، برخی از تحلیلگران غربی همانند رابرت فیسک، باور داشتند که آمریکاییها به دنبال دشمنان تروریست خود هستند نه دوستان تروریست خود[...] بنابراین از ما خواسته نشده است که واقعا علیه تروريسم جهانی بجنگیم. از ما خواسته شده است که علیه دشمنان آمریکا بجنگیم و از جنگی حمایت کنیم که به نظر میرسد اهداف آن، همانقدر که غلطانداز است، محرمانه نیز هست. آمریکا گفته است که این جنگ با تمام جنگهای دیگر متفاوت است. امّا به نظر میرسد یکی از تفاوتهای آن، این است که ما نمیدانیم با چه کسی و برای چه مدّتی جنگ خواهیم کرد. حال سوال این است که چه تحولی پیش آمده و چه تغییری در استراتیژی غرب و به خصوص آمریکا روی داده است که بار دیگر، پس از هشت سال از حضور بیثمر و قدرتمندانه آمریکا و ناتو و پس از هشت سال جنگ بیحاصل علیه تروریسم نامعلوم، که هیچ دستاوردی نداشته و هیچ قدمی در راستای نابودی تروریسم برداشته نشده است، بازهم یکی از بلندرتبه ترین مقامات نظامی ایالات متحده آمریکا، به رجزخوانی پرداخته و سخن از زمان مرگ تروریسم؛ حداقل در افغانستان بر زبان میراند؟ چه تضمینی وجود دارد که این وعده نیز به سرنوشت وعدههای هشت سال پیش گرفتار نشود؟ مردم افغانستان با توجه به عدم اعتمادی که در اثر خلف وعدهها، به وجود آمده است، به این وعده شیرین جناب مولن، خوشبین نیستند.
لطفا كد امنيتي را وارد كنيد.