صفحه اصلی arrow مقالات arrow نهاد خانواده و کنترل اجتماعی
نهاد خانواده و کنترل اجتماعی چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده محمد داود مدقق ( ماستر جامعه شناسی)   
۰۳ سرطان ۱۳۸۸
  
 
مدقق
خانواده يكي از اساسي ترين نهاد هاي هر جامعه  است . تمامي صاحبنظران در مورد اهميت آن اتفاق نظر داشته اند از این رو گفته اند که باید
ريشه تمام نابهنجاري ها و كجروي ها را در خانواده جستجو كرد.  در واقع هيچ جامعه‌اي نمي تواند ادعاي سلامت كند مگر اینکه  از خانواده اي سالمی ، برخوردار باشد. اساس سعادت بشري و مبداء حیات اجتماعی زندگي خانوادگي است. خانواده پايه اساسي و سازنده مهمترين ساخت اجتماعي است و وجود همه نظام هاي ديگر اجتماع بستگي به مشاركت نظام خانوادگي دارد. رفتار هاي ناشي از نقشي كه در خانواده فرا گرفته شده است، نمونه و سرمشق رفتار در ساير قسمت هاي جامعه خواهد بود. هدف اجتماعي كردن پاسداري از سنن فرهنگي جامعه است و خانواده با نقشي كه در انتقال آن به نسل بعد دارد، فرهنگ را زنده نگه مي دارد
کنش متقابل والدين و اعضاء خانواده در نوع بروز واكنش هاي افراد نيز موثر است. اين واكنش ها در زمينه پي‌ريزي شخصيتي فرد در دوران بلوغ سهم بسزايي دارد. و از ان طرف ما معتقدیم که  بروز رفتار هاي نابهنجار به جنبه هاي ارثي و بیولوژیکی فرد مربوط نمي باشد بلكه در برخورد با زندگي جمعي و فرهنگ جامعه شكل مي گيرد.

افراد  در سنین جواني نياز به خودشناسي و شناخت استعداد هايشان دارند و اين حضور والديني را مي‌خواهد كه در اين راه به آنان كمك كند در غير اين صورت آنان به صورت غير فعال در جامعه حضور مي يابند. در اين جاست كه مسئله چگونگي کنترل غیر رسمی گروه های اولیه از جمله خانواده  مطرح مي شود. پارسونز مي گويد كه خانواده زن و شوهري معاصر ارزش هاي جامعه كل را به جوان منتقل مي كند، بويژه ارزش هاي رشد و شكفتگي را كه ويژه جامعه صنعتي و پيشرفته است. از نظر او اين ارزش ها به وسيله نقش هايي كه والدين در خانواده و در جامعه ايفا مي كنند به كودك القا مي شود. (جزوه دست خط نویسنده، کلاس جامعه شناسی خانواده) بنابر اين چون خانواده محيطي است كه پيوند هاي حاكم بر آن تفاوت زيادي با روابط حاكم بر خارج از محيط خانواده دارد و فرد از آغاز تولد تحت تاثير آن است و بسياري از نياز هاي رواني و مادي او در اين محيط تامين مي شود و پشتوانه ورود انسان به جامعه بزرگتر است نقش آن نيز با اهميت تر از همه عوامل محيطي است.

بالطبع هر چه ميزان اختلافات ميان والدين با فرزندان  بيشتر باشد فرزندان رفتار هاي ناسازگارانه و ضد اجتماعي را براي آنان به ارمغان مي آورد  از سوی دیگر صفاتي چون: مسئوليت، پايداري، استقلال تنها از فردي تراوش مي كند كه داراي خود باوري مثبت و روابطه خوب باعضای  يك خانواده باشد و بدنبال روابط خوب، احساس امنيت  فضاي خانه را براي افراد سرشار مي‌كند و  از طريق تعامل است كه افراد  هويت خود را توسعه مي‌دهند. با توجه به آنچه گفته آمدیم  اين پژوهش، بدنبال پاسخ به سئوالات ذیل می باشد :

1- چه عواملي منجر به صميميت ، تفاهم و رابطه نزديك ميان اعضاء خانواده مي شود؟ و اين روابط چه اثري بر رفتار بهنجار فرزندان دارد؟

2- عوامل ايجاد رفتار نابهنجار در خانواده چيست؟

3- آيا روابط صميمانه و يا غير صميمانه بين اعضاء در بروز رفتار ميان آنان موثر است؟

اميد آنكه اين مختصر تحقيق بتواند از لحاظ فردي و اجتماعي راهگشاي خانواده های باشد که همیشه به دنبال سرافرازی و فرجام نیک برای فرزندان خود هستند.

تقريبا تمامي  صاحب‌نظران كه موضوع يادگيري اجتماعي را مطرح ساخته‌اند بر اين باورند كه كج ‌رفتاري و همنوايي طي فرايندهايي مشابه ياد گرفته مي‌شوند و كج رفتاري نتيجه يادگيري هنجارها و ارزش‌هاي انحرافي به ويژه در چارچوب خرده فرهنگ ها و گروه‌هاي همالان است. بنابر اين ، نكته اصلي در اين نظريه‌ها اين است كه افراد، كج‌رفتاري را در طول تعامل خود و طي فرايندهاي خاصي ياد مي‌گيرند. همچنين قابل ذكر است که نظرات زیادی راجع به تبیین کجروی ارایه شده است ولی از ان جا  كه در اين  تحقيق هدف بررسی رابطه خانواده و کنترل اجتماعی است، لذا فقط در حد توان  از نظريه  كنترل استفاده كرده‌ايم.

نظريه‌هاي كنترل

نظريه كنترل در تحليل و تبيين كج‌رفتاري‌هاي اجتماعي مورد استفاده قرار گرفته و از نظريه‌هاي با نفوذ جامعه‌شناسي در زمینه « انحرافات اجتماعي و جرم » بوده است. اساس نظریه کنترل این مطلب است که " كج‌ رفتاري نتيجه نبود كنترل اجتماعي " است.

پیش فرض اصلي در اين نظريه هم چنانكه فرويد گفته،این است که :  افراد به طور طبيعي تمايل به كج‌رفتاري دارند، و اگر تحت كنترل قرار نگيرند کج رفتار می شوند. ( دادستان، پریرخ،40) و كج‌ رفتاري اشخاص، بيش از آنكه ناشي از نيرو هاي محرك به سوي نابهنجاري باشد محصول عدم ممانعت است . اين درست نقطه مقابل "نظريه‌هاي فشار و يادگيري" است كه كج‌رفتاري را ناشي از شرايط اجتماعي خاص (شكاف اهداف و ابزار مقبول اجتماعي و تجربه يادگيري از ديگران) مي‌دانند. نظريه‌هاي يادگيري و فشار مستقيماً مي‌پرسند، علت كج‌رفتاري چيست اما نظريه كنترل به صورت غير مستقيم  مي‌پرسد: علت همنوايي چيست، زيرا آنچه موجب كج‌ رفتاري است فقدان همان چيزي است كه باعث همنوايي مي‌شود، پاسخي كه به اين سؤال مهم داده شده اين است كه آنچه موجب همنوايي است، اعمال كنترل اجتماعي بر افراد است كه جلو كج‌رفتاري را مي‌گيرد. بنابر اين فقدان يا ضعف كنترل اجتماعي علت اصلي كج ‌رفتاري است.

نظریه پيوند اجتماعي 

آنچه گذشت حاكي از اين نكته مهم بود كه در نظريه‌هاي كنترل اجتماعي فرض شده كه همه كس به طور طبيعي انگيزه ارتكاب كج‌رفتاري دارند و نيازي به تبيين اين انگيزه‌ها نيست بلكه آنچه نياز به توضيح و تبيين دارد، همنوايي با هنجارهاي اجتماعي است.يعني اينكه چه چیز باعث می شود که انسان در جامعه به همنوایی  نایل شود ؟ تراویس هیرشي، مهمترين صاحب‌نظر اين رويكرد علت همنوايي افراد با هنجارهاي اجتماعي را «پيوند اجتماعي» آن‌ها دانسته است. وي مدعي است كه پيوند ميان فرد و جامعه مهمترين علت همنوايي و عامل اصلي كنترل رفتار هاي فرد است و ضعف اين پيوند يا نبود آن علت اصلی  اصلي كج‌رفتاري است. هیرشي اجزاء اصلي پيوند شخص با جامعه را كه مانع كج‌ رفتاري مي‌شود به شرح زير توضيح داده است:

عوامل پیوند اجتماعی :

1- داشتن تعلق خاطر:

داشتن «تعلق خاطر» نسبت به افراد و نهادها در جامعه يكي از شيوه‌هايي است كه فرد خود را از طريق آن به جامعه پيوند مي‌زند. ضعف چنين تمايلات و پيوند هايي موجب مي‌شود كه فرد خود را در ارتكاب كج‌رفتاري آزاد بداند.

2- کسب منزلت :

افراد در هر جامعه به منظور دستيابي به اهداف و كسب منزلت و حسن شهرت، وقت و انرژي خود را صرف مي‌كنند و به فعاليت‌هاي متداول زندگي روزمره «متعهدند» و از كج‌رفتاري مي‌پرهيزند تا موقعيت‌هايي را كه بدست آورده‌اند حفظ كنند.

3- فعالیت های روز مرره :

افراد چنان خود را مشغول همنوايي مي‌كنند كه وقتي براي ارتكاب كج‌ رفتاري يا حتي فكر كردن به آن برايشان باقي نمي‌ماند. «درگيري» در فعاليت‌هاي مربوط به زندگي روزمره، همه وقت و انرژي خود را به خود اختصاص مي‌دهد و خود موجب تقويت تعهد نيز مي‌شود.

4- باورهای اعتقادی : «اعتقاد» افراد به اعتبار اخلاقي نظام هنجار هاي اجتماعي و رعايت قوانين و مقررات نيز موجب احساس وظيفه اخلاقي نسبت به ديگران مي‌شود و ضعف چنين اعتقادي راه را براي كج ‌رفتاري هموار مي‌كند.

بنابراين، بين «تعلق خاطر» افراد به جامعه، «تعهد» آنان به امور متداول و زندگي روزمره همنواي با هنجارهاي اجتماعي، «درگيري» آنها در فعاليت‌هاي مختلف زندگي و «اعتقاد»شان به نظام هنجاري جامعه از يك سو و همنوايي آنان با هنجارهاي اجتماعي از سوي ديگر رابطه مستقيم و با احتمال كج‌رفتاري آنان رابطه معكوس وجود دارد (صدیق سروستانی،98).

هیرشي در آثار بعدي خود، موضوع ارتباط بين كج‌رفتاري و «خود كنترل» را مطرح ساخته است. هیرشي مدعي‌است كه جرم، موجب ارضاء خاطر سريع و آسان فرد كج‌رفتار مي‌شود و كسي مرتكب جرم مي‌شود كه به دنبال ارضاء خاطر سريع بوده و اهداف كوتاه مدتي در زندگي داشته باشد. اين گونه افراد به خلاف همنوايان از خود كنترل ضعيفي برخوردارند و نه تنها احتمال كج‌رفتاريشان بيشتر است بلكه به ارتكاب فعاليت‌هاي جانبي آن مانند تصادف، كشيدن سيگار و مصرف الكل هم تمايل دارند. منشاء خود كنترل ضعيف را هم بايد در خانواده و دوران كودكي و جامعه‌پذيري ناكارآمد يافت، خواه پيوند اجتماعي قوي يا ضعيف باشد (رابرتسون،174).

نظریه شرمنده‌سازي

جان بريتويت هم مثل هیرشي علت وجود همنوايي در جامعه را كنترل رفتار افراد توسط عوامل مختلف مي‌داند، اما هیرشي شيوه اين كنترل را «پيوند» فرد با جامعه مي‌دانست در حالي كه بريتويت از كنترل افراد توسط جامعه از طريق شرمنده‌سازي مختلف بحث مي‌ كند. به نظر وي شرمنده‌سازي نوعي ابزار عدم تأييد اجتماعي نسبت به رفتار خاص براي تحريك ندامت در شخص خلاف‌كار است. بريتويت از دو نوع شرمنده‌سازي صحبت مي‌كند: (1) شرمنده‌سازي جداكننده كه طي آن كج‌رفتار، مجازات، بدنام، طرد و درنتيجه از جامعه همنوايان تبعيد مي‌شود و (2) شرمنده‌سازي پيوند دهنده كه ضمن اعلام درك احساس كج‌رفتار و ناديده گرفتن تخلف وي و حتي ابراز احترام به او، نوعي احساس تقصير در او ايجاد و (فرض شده كه) نهايتاً او را از ادامه كج‌رفتاري بازداشته و از بازگشت او به جمع همنوايان استقبال مي‌كند.

بريتويت  مدعي است : در جوامع سنتي- جايي كه روابط متقابل اجتماعي قويتري وجود دارد و فرد گرايي ضعيف است [مثل افغانستان]- شرمنده‌سازي پيوند دهنده مؤثرتر است و می تواند مانع كج‌ رفتاري بيشتر شود. نظام قضايي ايالات متحده هم از اوايل  دهه 1990 ميلادي مجازات‌هاي شرمنده‌ساز را بخصوص در مورد رانندگي در حال مستي اعمال كرده است ( علی سلیمی،491-496)

نتيجه گيري:

قداست خانه و خانواده، امري است كه همه ما بايد به آن احترام بگذاريم، در جايي كه روابط والدين صميمي و در يك تعامل دوستانه صورت مي گيرد مطمئنا فرزنداني سالم و در نهايت جامعه اي سالم خواهيم داشت. ژان بورن در تعريف خانواده مي نويسد: خانواده، جامعه اي كوچكي است مركب از پدر، مادر، اطفال و مستخدمين به انضمام اموال مشترك شان به نظر او خانواده يك جامعه ي طبيعي و ريشه ي ساير جامعه‌هاست و اولين واحد تشكيل دهنده ي كشور و دولت است، (آراسته خو، 129)

بنابراين اگر اعضاي خانواده داراي روابطي عاطفي و همبستگي بين آنها صميمانه باشد، يقينا بالندگي و رشد خود، جامعه و كشور را به دنبال خواهند داشت. اگر هنگامي كه روح خانواده، دچار آفت بي احساسي و سردي روابط والدين گرديد طولي نه مي كشد كه با مرگ عشق در زندگي مشترك زن و مرد، فرزندان به دنبال سراب عشق و امنيت و يافتن گرماي گمشده كانون خانواده، جايي را به جز خانه جستجو مي كنند و در نهايت پا به خانه عنكبوتي انحرافات و يا به انواع نابهنجاري ها و كجروي هاي اجتماعي يا به ويرانه هاي فساد ديگر پناه برده و آثار سوء نابساماني خانواده را با خود به هر سو مي كشند كه در اين ميان جوانان آسيب پذيرترند. (ساعي ارسي، 1382، 249) بنا براین:

1- كانون خانواده منشاء اساسي رفتارهاي بهنجار و نابهنجار است. همانطور كه بي مهري در خانواده، جو بي اعتمادي و انحرافات والدين عوامل اساسي شروع كجروي هاي فرزندان است، محبت ،صمیمیت و روابط گرم اعضای خانواده(بخصوص والدین) امنيت مادي و معنوي خانواده را به دنبال داشته و پارامترهاي مهمي جهت جلوگيري از بروز و شيوع رفتار هاي نابهنجار مي باشد.
2- محله جرم خيز و مدرسه نامناسب عوامل مستقيم موثر در يافتن دوستان بزهكار مي باشد.

3- منشاء كجروي هايي همچون دروغ گويي به و الدين، پرخاشگري و خشونت و ارتباط با جنس مخالف از ناملايمات خانوادگي شروع شده و با عوامل جرم خيز بيروني تقويت و تشديد مي گردد.

با اين همه، با توجه به ويژگي هاي  دینی – مذهبی افغانستان به نظر مي رسد كه بين خانواده ها همزيستي مسالمت آميزي وجود دارد. بدون ترديد فرهنگ غني اسلام، كه با گوشت و خون ان مرز بوم عجین شده است توانايي آن را دارد كه در مقابل انواع بزه های که ما را تهدید و در کمین ما ایستاده است مقاومت کند. در اين ميان بي شك، صميميت در رفتار والدين، محبت آنان به فرزندان بالاخص نو جوانان هشياري آنان نسبت به خطراتي كه در جامعه فرزندان آنها را تهديد مي كند، مي تواند ساز و كارهايي براي ايجاد يك خانواده سالم جامعه سالم و در نهايت يك كشور سالم با انسان هايي خداگونه و اخلاق انساني باشند.

منابع و مآخذ: 

1.     آراسته خود(محمد)، نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمي- اجتماعي تهران گستر،1369.

2.     دادستان،پریرخ؛روانشناسی جنایی؛تهران،سمت،1382.

3.     رابرتسون،یان،درآمدی بر جامعه: با تاکید بر نظریه...،ترجمه حسین بهروان،مشهد،آستان قدس رضوی،1374.

4.     ساعي ارسي(ايرج)،  سازمان چاپ دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ اول، 1382

5.     سلیمی،علی،و داوری،محمد،جامعه شناسی کجروی،پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،ویراست دوم،1385.

6.     صدیق سروستانی،رحمت الله،آسیب شناسی اجتماعی،دانشگاه تهران،1382.
.
نظرات (0)Add Comment

نظر بدهيد
كوچكنمايي | بزرگنمايي

security code
لطفا كد امنيتي را وارد كنيد.


busy
 
< قبل   بعد >
 

پنجشنبه ۲۰ حوت ۱۳۸۸

منوي اصلي

مجله نگاه نو

فهرست آخرین شماره نگاه نو

-
 سرمقاله
از سفر هالبروک به افغانستان چه انتظار می رفت؟
سیاست
از حزب جمهوری بگویید؟
سرنوشت مبارزه با تروریزم در کاخ سفید
انتخابات ریاست جمهوری؛ چالش ملی یا حکومتی؟
فرهنگ و هنر
پیام آوران عاشورا
تعلیم و تربیت
تربیت چیست ؟ عادت ؟ یا پرورش / رمضانعلي رحيمي 
تاثيربرخي ازعوامل شخصيتي معلم بر رفتار محصلان/ طيبه موسوري
شناخت نا سازگاری اطفال/ عبدالعزيز کريمي
بخوانید و بیاموزید/ فاطمه سجادی
تآثیر رفتار اسلامی در تربیت کودک/ سید منور شاه سجادی
نقش خانواده در تربیت کودکان/ زهرا موسوی
دنیای افسون شده/ فائزه عیسی زاده
اجتماعی
اندکی در خود نگر تا کیستی/ قاسم الیاسی
خبر و نظر
دیدار معاون سفارت پولند با داکتر سجادی 
قانـون احوال شخصیه اهل تشیع در پارلمان
لیسه عالی نور غزنه سه ساله شد 
یک تمدن و سه دیدگاه


عضویت در سایت






فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟ ثبت نام

آمار سایت

اعضاء: 13
اخبار: 382
لينكها: 1