Skip to content
Skip to main navigation
Skip to 1st column
Skip to 2nd column
سایت مرکز علمی فرهنگی نور غزنه
صفحه اصلی
مقالات
عوامل موفقيت
عوامل موفقيت
نوشته شده شاه ولی اصغری( ماستر حقوق جزا)
۰۷ سرطان ۱۳۸۸
انسان تنها موجودي است که از ويژگيهاي منحصر به فردي چون عقل، اراده و اختيار برخوردار است. اين موهبت هاي الهي براي همه افراد بشر متصور است. از سوي ديگر، انسان هرروز با مشکلات، گرفتاريها و موانعي در ساحتهاي مختلف زندگي مواجه است؛ در برخورد با مشکلات و چالشهاي ممتد زندگي تنها برخي از افرادند که بر اين گرفتاريها و موانع فايق مي آيند. عده اي کثيري از مردم جز شکست، نوميدي و ياس و افسردگي چيزي ديگري تجربه نمي کنند
صولا دنيا عرصة راحتي به طور مطلق نيست. بلکه عرصة کاشت و برداشت است. لازمة سخن فوق چنين خواهد بود که هرکه بهتر و بيشتر بکارد، محصول و نتيجة بهتر و بيشتري بدست خواهد آورد. اگر چنين باشد که هست، اين سؤال اساسي مطرح مي شود که چرا در اين عرصه کاشت و داشت برخي افراد موفق و برخي ناموفقند؟ چه باعث مي شود که برخ افراد در ساختهاي مختلف زندگي فردي ، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، علمي و... موفقييت را تجربه مي کنند و برخي ديگر شکست را ؟ آيا آناني که موفقند، با استعداد، تحصيل کرده ، ثروتمند و.... هستند و کساني که شکست خورده اند از چنين ويژگيهاي به بهره اند؟ چه عامل يا عواملي موجب موفقيت و يا شکست مي شود؟ موفقيتها چه ويژگيهاي دارند و شکست خورده ها کدام اوصاف ؟ و ده ها سؤال فرعي ديگر؟
چنين پرسشهائي موجب شده تا نگارشي را که فرا روي شما قرار دارد به کنکاش بيفتد و در حد وسع عوامل موفقيت را بررسي نمايد.
به نظر مي رسد عوامل گوناگون در موفقيت انسانهاي مؤثر نقش داشته و دارد. مقال مزبور در صدد رصد کردن و بررسي مهمترين عوامل تآثير گذار در زندگي افراد موفق است که عبارتند از :
1. اعتماد به نفس
2. هدف داشتن
3. ارتباطات
4. پرسش
5. سعي وتلاش.
نگارش اين فرضيه را تقويت نموده که مهمترين و اساسي ترين عامل موفقيت، توانائيهاي فردي يا همان سعي و تلاش مي باشد.
1 – مفاهيم
1-1 )موفق : در لغت "ياري شده، به مقصود رسيده، توفيق يافته و کامياب. "
2-1) در اصطلاح "موفقيت عبارت است از انتخاب آنچه که دقيقا مي خواهيد و سپس دستيابي به آن."
بنابراين، مي توان گفت که موفقيت همان داشتن هدف در زندگي و رسيدن به آن هدف است. داشتن هدف اعتماد به نفس، انگيزه، ايمان، ارتباطات، پرسش و... بدون سعي و تلاش ميسور نخواهد شد.
2 – عوامل موفقيت
1-2) اعتماد به نفس
اعتماد به نفس، يعني خود و تونائيهاي خويشن را باور داشتن و به آنها اعتماد کردن، اعتماد به نفس و عزت نفس نقطة مقابل شک و ترديد است. بايد اعتماد به نفس، شک و ترديد و دو دلي را از عرصه زندگي برچيد.
شکسپير مي گويد: "افکار ترديد آميز ما به ما خيانت مي کند و موجب مي شود تا ما به علت ترسي از انجام اقدامي،مزايايي را که احتمال دارد به دست آوريم، از دست بدهيم."
در حقيقت اعتماد به نفس موجب مي شود تا انسان در برابر مشکلات خود را تنها احساس نکند، اعتماد به نفس موجب جذب انرژي فراوان مي شود و فقدان آن موجب کاهش انرژي.
انسان بايد تمام استعدادها و توانائيهاي خود را باور کند، با اين چنين باوري مي توان به ابتکار و خلايت و نو آوري و در نتيجه موفقيت دستيازيد،ر يشة تمام اهمال کاريها، تنبليها و... فقدان عزت و اعتماد به نفس است، که در نتيجه پديده اي بنام "ترس" غلبه پيدا مي کند؛ هرچه انسان از اعتماد به نفس بيشتري برخوردار باشد، زمينه ها و بسترهاي ترس را بيشتر مي خشکاند؛ زيرا موفقيت حق هر انساني است و خوشبختي نيز خواسته هرفرد است. اگر يک نفر حق رسيدن به موفقيت و خوشبختي را داشته باشد، ديگران نيز اين حق را دارند، زيرا همه همواره به کانون قدرت متصل هستند.
ريشه و بنياد بسياري از اهمال کاريهاي و قناعت کردن به حد اقل ترين سعادت و خوشبختيها در زندگي و استفاده نکردن از تونائيها و ظرفيتها، بخاطر ترس از زندگي است. ترس خود يک مشکلي است که مادر بسياري از نابسامانيهاي ديگر بشر امروز است که فقط با اعتماد به نفس و خودباوري مي توان بر اين پديدة شوم غلبه کرد. "بزرگترين مساله انسان هراس است ؛ اين ترس ما را از سعادتت و خوشبختي دورمي کند؛ اين هراس سبب مي شود به چيزي کمتر از آنچه شايستگي آن را داريم تن بدهيم؛ اين ترس است که ريشة احساسات منفي ، ناخشنودي و مسائل متعدد در روابط انساني است."
نپذيرفتن شکست را به عنان سکوي پرش به سوي موفقييت ، موجب توقف و احيانا احتياط بيش از حد و حصر در زندگي فردي و اجتماعي خواهد شد. زندگي پويا و پر تحرک، با لغانه و عاقلانه شکست را عامل توقف و ايستائي نمي داند بلکه مقابله با شکست را نوعي موفقيت و پيروزي مي داند.
"ترس از شکست بزرگترين بزرگترين مانع بر سر راه موفقيت در زندگي بالغانه است مردم از بيم آنکه مباد شکست بخورند موضع ايمن را اتخاذ مي کنند و در لاک احتياط فرو مي رود و... علت اصلي ترس از شکست اين است که اغلب اشخاص متوجه نيستند که شکست در دستيابي آنها به پيروزي چه نقش مهمي ايفا مي کند. واقعيت اين است که بدون شکست خوردن رسيدن به پيروزي غير ممکن است، شکست شرط لازم موفقيت است بزرگترين موفقيتها در تاريخ بشر بزرگترين شکستها همراه بوده است."
البته باور کردن اين سخن در صورتي امکان پذير است که بايد اول نگاه خودمان را نسبت به موفقيت و شکست و رابطة که ميان اين دو پديده وجود دارد، تغيير دهيم. تا از رهگذر شکست، موفقيت را تجربه کنيم نگاه گاديسون" به پديدة شکست بيانگر نکتة فوق مي باشد. " مي گويند وقتي در کار يک اختراع 50000 بار شکست خورد، روزنامه نگاري از او پرسيد که چرا بعد از 50000 بار شکست خورد دست از کارش نمي کشد و او جواب داد: "مرد جوان تو نمي داني که دنيا چگونه کار مي کند، من ابدا شکست نخورده ام، من به 50000 مورد برخورد کرده ام که مؤثر واقع نمي شود، من 50000 راه به موفقيت نزديکتر شده ام."
علي (ع) راهکار بهتري را جهت مبارزه با ترس اراده مي دهد : « اذاهبت امرا فقع فيه فان شدة توقيه اعظم مما تخاف منه.» يعني، هنگامي که از چيزي مي ترسي، خود را در آن بيفگن، زيرا گاهي ترسيدن از چيزي از خود آن سخت تر است.
بنابراين، اعتماد به نفس بهترين عامل جهت مقابله با ترس وشکست و معيار مهم و اساسي براي ابراز وجود است. « اعتماد به نفس اولين ايستگاه حرکتهاي موفقيت آميز در عرصة زندگي است، اعتماد به نفس شاخص شجاعت قدرت ابراز وجود است، اعتماد به نفس توانمندي کي فرد را در عرصة زندگي ودر موجهه با مسائل نشان ميدهد اعتماد بنفس به انسان قاطعيت مي آورد.»
اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقاء انياسن وزيربناي باورهاي انسان است، لذا تمام باورها از باور از خود آغاز مي گردد، در واقع تا انسان خود را باور نکند، نمي تواند ديگران را باور نمايد.
يکي از مصاديق بارز "نفس مطمئنه" که در قران کتاب هدايت مطرح شده است، اعتماد به نفس است که « ياآيتها النفس المطمئنة» بدينسان موفقيت، سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت در پرتو اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنيم تا موفق شويم، در اين فرض است که جهان و ديگران نيز ما را باور خواهند کرد؛ زيرا باور باور به بار مي آورد و اميد نيز، اميد مي آفريند، از سوي ديگر، ياس و ترس نا اميدي و شکست را خلق خواهد نمود، نکته در اينجاست که انتخاب با خود ماست، شکست يا پيروزي.
2-2 ) روزها فکر من اين است و همه شب سخنم – که چرا غافل از احوال دل خويشتنم
يکي از ويژگيهاي مهم افراد مؤثر و موفق داشتن هدف در زندگي است، در حقيقت اين هدف انسان است که جايگاه و موقف فردي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و... او را مشخص مي کند، در واقعي افراد موفق با داشتن هدف، خود گمشده اش را باز مي يابد. « افرادي که به اوج خود شکوفائي در زندگي رسيده اند، کساني هستند که هدفمند بوده اند.»
مي توان با مکانيسم موفقيت، مکانيزم ترس و شکست را شکست داد، اما چگونه؟
« مکانيسم موفقيت با داشتن يک هدف فعال مي شود، هرچه هدف شما بزرگتر باشد، و با شدت بيشتري خواهان آن باشيد، بيشتر مي توانيد از نظم و ترتيب و قدرت ارادة خود استفاده کنيد و کارهايي را که لازم داريد، انجام بدهيد تا به جائي که مي خواهيد برسيد.»
گر تکيه دهي روز بر تخت سليمان – ور پنجه زني وقتي، درپنجة رستم زن
بنابراين، جهت دستيابي به موفقيت، نخست بايد هدف داشت، دوما، هدف يا اهداف بايد معين و مشخص باشد، سوما، اين اهداف را بايد با برنامه هاي عملي و اجرائي تضمين نمود تا به موفقيت دلخواه خويش دست يابيم. بر اساس قانون «علت و معلول» هدف ها علتند، موفقيت، سلامتي ، خوشبختي، و... معلولند. و هر تغييري که در زندگي انسان اتفاق مي افتد، دلي وسببي دارد، انسان اگر بخواهد فرد موفق و مؤثر باشد، بايد علت کاشت کند، يعني هدف داشته باشد، تا معلول را که موفقيت و خوشبختي است، برداشت نمايد.
برآيند ونتيجه : چرا آناني که در زندگي شان هدفي ندارند، هدف گذاري نمي کنند؟
1. چون آدمهاي جديد و با تلاش نيستند، اين گونه افراد بجاي عمل، اهل حرف و انديشه اند و بيشتر حرف مي زنند تا عمل.
2. چنين افرادي مسؤليت پذير نيستند، به عبارتي زندگي شان را شروع نمي کنند، منتظرند تا زندگي شروع شود، که معمولا نمي شود.
3. اعتماد به نفس و عزت نفس پائيني برخوردارند.ْ
4. نسبت به جايگاه هدف در زندگي آگاهي ندارند
5. چنين افرادي هدف ندارند، زيرا مي ترسند که مورد انتقاد و تمسخرو... قرار گيرند، در نتيجه شکست را تجربه مي کنند ونه موفقيت را.
3-2) در فرهنگ ديني، برقراري ارتباط مناسب با خود، خداوند و ديگر انسانها، نقطة عطفي در زندگي فردي و اجتماعي است، هرچه اين ارتباط بيشتر باشد، زمينة آرامش و موفقيت نيز فراهم خواهد شد، ذکر و ياد خداوند سبحان موجب آرامش دلها مي گردد، «الا بذکر الله تطمئن القلوب »
در حقيقت يکي از عوامل تآثير گذار در موفقيت انسان در ساحت هاي مختلف زندگي، ارتباط مطلوب با خود، خداوند و ديگر افراد جامعه است؛ زندگي موفقيت آميز ياهمراه شکست يک فرد را بايد در نحوة تعامل و ارتباط او باديگران پي جست.
رابينز مي گويد: «شرائط زندگي من به شرائط ارتباط من با خود و ديگران بستگي دارد»
افرادي موفقند که بايد با دو بال در آسمان موفقيت پرواز نمايند و الا در عصر ارتباطات نمي شود فقط با خود مردم خود، کشورخود، بدون در نظر داشت رابطة متقابل با ديگر جوامع، زندگي توام با پيشرفت را تجربه نمود.
« انسان فرشته زيبائي است که فقط يک بال دارد و زماني مي تواند قدرت پرواز داشته باشد که با انسان ديگري ارتباط برقرار کرده و صاحب دوبال شود تا بتواند در آسمان موفقيت پرواز کند.» و يا اينکه «ارتباطات کليد طلائي موفقيت يک انسان است»
پس مي توان موفقيت را همراه با ارتباط سالم و سازنده با خود وديگران تجربه نمود.
4-2) پرسش
يکي از عوامل موفقيت و تفاوت افراد موفق و ناموفق در پرسش کردن است، زيرا تنها موجودي است که از نعمت فکر، اراده، و نيروي جستجوگري برخوردار است، انسانهاي موفق هميشه درپي پرسش اند، زيثرا پرسش کليد پاسخ است و تفکر نيز فرايندي جز پرسيدن و پاسخدادن به پرسشها نيست. به ديگرسخن، زندگي مشکل از مساله وحل مساله است که پرسش و پاسخ از ضروريات يک زندگي موفقيت آميز است. بنابراين، چه بهتر که براي زندگي بهتر و خوشبخت تر پرسشهاي بهتري را مطرح ساخت تا پاسخ بهتري را دريافت نمود
«افراد موفق سؤالات بهتري از خود مي پرسند و در نتيجه پاسخهاي بهتر نيز دريافت مي کنند... تفکر چيزي جز پرسيدن و پاسخ داد به آن پرسشها نيست»
اگر خواهان تغيير و بهبود زندگي فردي و اجتماعي هستيم، بايد تغيير در سوالاتي که از خود يا ديگران ايجاد نمائيم، زيرا پيشرفت بشر وتکامل در ابعاد زندگي آن، در پرتو سؤالات تازه در ابعاد مختلف بوده است. بنابراين، بايد ازخود و ديگران پرسشهائي را مطرح کنيم که موجب تقويت روحيه و ايجاد اميد شده و ما را به سمت جادة موفقيت رهنمون گردد. در حقيقت کوچکترين تغيير در سؤال موجب تغييراتي بزرگي در زندگي خواهد شد. پس بايد درست پرسيد تا به پاسخ که همواره وجود دارد دست يافت.
آلبرت انيشتين مي گويد: « نکتة مهم اين است که هرگز دست از پرسيدن بر نداريم، کنجکاوي همواره موجب شادي و هيجان مي گردد، انسان هنگامي که به رازهاي جاودانگي زندگي وساختار شگفت انگيز دنيا مي انديشد، بي اختيار دچار هراس وحيرت مي شود، کافي است که انسان بکوشد تاهر روز اندکي از اين اسرار را در يابد، هرگز کنجکاوي، اين نيروي مقدس را از دست ندهيد.»
بدينسان مي توان هنگام مواجه شدن با مشکلات جهت دستيابي به يک و يا چند راه حل، از گزينة پرسش استفاده کرد.
1. چه چيزي مفيد و سودمندي در اين حادثه وجود دارد؟
2. چگونه مي توان از اين موقعيت بوجود آمده استفادة بهتري نمود؟
در واقع پرسش اول باعث مي شود تا افکار منفي که چرا اتفاق افتاده تبديل به افکار مثبت شود و پرسش دوم کانون توجه ما را به راه حل معطوف مي کند. يعني، چطور و چگونه با معضل پديد آمده برخورد کنيم و بحران را مديريت نمائيم.
سؤال : از چه کسي و ياکساني بپرسيم؟ در پاسخ به سؤال مزبور به عنوان يک قاعدة کلي و اساسي به آيه و دستور گهربار الهي در قران کريم بسنده مي کنيم که : «فسالو اهل الذکر ان کنتم لايعلمون»
اگر چيزي را نميدانيد، از اهل ذکر و اطلاع سؤال نمائيد.
پس شخصي که مورد سوال قرار مي گيرد لزوما اهليت پاسخگوئي را داشته باشد. در نتيجه ابتدا از خود بپرسيم اگر پاسخي را دريافت نکرديم از کساني سوال نمائيم که اهليت پاسخدادن را داشته باشد. مهم اين است که پرسش نمائيم تا در وادي ظلمت جهل باقي نمانيم وشکست اندرشکست را بر تجربيات خود افزون نسازيم.
5-2 ) تلاش
سؤال اساسي اين است که : آيا به صرف داشتن استعداد، هدف ، نبوغ، ارتباط، پرسش، و... مي توان در آسمان موفقيت پرواز کرد؟
پاسخ به سؤآل فوق بسيار ساده و در عين حال مشکل است، به ديگر سخن، «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود» آنچه که در عرصة کاشت و برداشت (علت ومعلول) حائز اهميت است، سعي وتلاش و پشتکار خردمندان است، روشن است که بدون تلاش و مقاومت عاقلانه، نمي توان به اهداف که از قبل تعيين شده است دست يافت. البته، داشتن تحصيلات و دانش بالا، هدف، ارتباط، پرسش و.... از شروط و عوامل تآثير گذار در موفقيت و خوشبختي است اما شرط کافي نيست، انحصارا عمل وتلاش فردي و اجتماعي است که تمام ايده ها و رؤياها را به واقعيت تبديل کرده و به منصة ظهور مي رساند. بدينسان، مي شود براي برخي عوامل جايگزين برگزيد، اما عمل و پشتکار به هيچ وجه جايگزين نخواهد داشت، برايند سخن اين مي شود که تنها عمل و پشتکار عاقلانه است که افراد موفق و جامعة موفق را از ناموفق ها متمايز مي سازد.
« چيزي در دنيا جاي پشتکار و مداومت را نمي گيرد، استعداد اين کار را نمي کند، دنيا پر از اشخاص با استعداد اما نا موفق است، نبوغ هم کاري صورت نمي دهد چه بسيار نوابغي را پيدا مي کنيد که به جائي نرسيده اند. آموزش و تحصيلات هم جاي مداومت را نمي گيرند. دنيا پر از انسانهاي درس خوانده و ناموفق است، تنها مداومت و پشتکار است که قدرت بي چون وچراست.»
بنابراين، بايد شهامت و شجاعت کرد و آنچه را که به عنوان ايده و آرمان در نظر داريم، در عمل بذر افشاني نمائيم تا باشد که موفقيت و سعادت را برداشت و درو کنيم. هرگز ترس و شکست را به دنياي فکر ، انديشه و عمل راه ندهيم تا شکست را تجربه کنيم.
« به سبب دشواري کارها نيست که جرات انجام دادن آنها را نداريم، به سبب جرات نداشتن است که کارها دشوار مي شوند.»
3 – برآيند بحث
از آنچه گفته آمدع چين نتيجه مي گيريم که داشتن هدف در زندگي فردي و اجتماعي، مادي و معنوي، برقراري ارتباط سالم با خود ، خداوند و ديگران، اعتماد به نفس و باورمندي، توانائيهاي فردي و اجتماعي، ايجاد روحية پرسشگري در خود و ديگران، هدف گذاري در زندگي فردي و اجتماعي، تحصيلي ، اقتصادي ، سياسي، فرهنگي و... از اهميت ويژه اي برخوردار است، سخن اصلي و اساسي اين است که تمام عوامل مزبور را بايد در عرصه عمل، توام با سعي و تلاش خردمندانه تحقق بخشيد و به حق تفاوت اشخاص موفق و ناموفق در ساحت عمل است فقط عمل.
فرجام سخن را متبرک مي نمائيم به فرمايش گهر بار قران عظيم الشان که مي فرمايد: « وان ليس للانسان الا ماسعي» يعني، براي هيچ فردي و جامعه بهرة مادي و معنوي نخواهد بود جز، در ساية تحرک و تلاش و انجام عمل شايست. بنابراين، اعتماد به نفس، هدف گذاري، ارتباط، پرسش و سعي و تلاش را بايد در عمل متجلي ساخت. گنجها مادي و معنوي را فقط و فقط با عمل مي توان بدست آورد، همين و بس. پايان.
.
افزودن به علاقمندي ها
ثبت لينك در جوامع مجازي
ارسال به يك دوست
تعداد بازديد: 257
نظرات
(0)
نظر بدهيد
نام
ايميل
سايت يا وبلاگ
نظر
كوچكنمايي
|
بزرگنمايي
اشتراك بوسيله ايميل (فقط براي اعضاي سايت)
لطفا كد امنيتي را وارد كنيد.
نظردهي
برجى تفعيل الجافا سكريبت للإرسال التعليق
< قبل
بعد >
[برگشت به ليست]
چهارشنبه ۱۹ حوت ۱۳۸۸
اخبار روز
درنگی بر حقایق پس پرده در وزارت خارجه
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
پس از هلمند؛ نوبت قندهار است
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
این موش و گربه بازیهای غرب به نفع طالبان است
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
بررسی دوسیه های نامزدان ریاست جمهوری
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
پاکستان رفیق دزد و شریک قافله است
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
واسطه گری عامل اصلی فساد در افغانستان
۰۶ حوت ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
مردم افغانستان دریک سال 2.5 ملیارد دالر رشوت داده اند
۱۳ دلو ۱۳۸۸
ادامه خبر
...
معرفي افغانستان
جغرافياي افغانستان
تاريخ افغانستان
عكس
اسناد
اعلاميه جهاني حقوق بشر
قانون اساسي
قانون احزاب
قانون ثبت احزاب
قانون مطبوعات
قانون انتخابات
قانون جزای افغانستان
قانون اجرائات جزای افغانستان
قانون مدنی افغانستان
قانون تجارت افغانستان
منوي اصلي
صفحه اصلی
معرفی مرکز
اخبار و گزارش
لیسه نور غزنه
نشریه
کتابخانه نور دانش
محققان و محصلان
مقالات
پيوندهاي مفيد
ارسال مقاله
ارتباط با ما
مجله نگاه نو
فهرست آخرین شماره نگاه نو
-
سرمقاله
از سفر هالبروک به افغانستان چه انتظار می رفت؟
سیاست
از حزب جمهوری بگویید؟
سرنوشت مبارزه با تروریزم در کاخ سفید
انتخابات ریاست جمهوری؛ چالش ملی یا حکومتی؟
فرهنگ و هنر
پیام آوران عاشورا
تعلیم و تربیت
تربیت چیست ؟ عادت ؟ یا پرورش / رمضانعلي رحيمي
تاثيربرخي ازعوامل شخصيتي معلم بر رفتار محصلان/ طيبه موسوري
شناخت نا سازگاری اطفال/ عبدالعزيز کريمي
بخوانید و بیاموزید/ فاطمه سجادی
تآثیر رفتار اسلامی در تربیت کودک/ سید منور شاه سجادی
نقش خانواده در تربیت کودکان/ زهرا موسوی
دنیای افسون شده/ فائزه عیسی زاده
اجتماعی
اندکی در خود نگر تا کیستی/ قاسم الیاسی
خبر و نظر
دیدار معاون سفارت پولند با داکتر سجادی
قانـون احوال شخصیه اهل تشیع در پارلمان
لیسه عالی نور غزنه سه ساله شد
یک تمدن و سه دیدگاه
عضویت در سایت
نام كاربري
رمز عبور
من را به خاطر بسپار
فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟
ثبت نام
آمار سایت
اعضاء:
13
اخبار:
382
لينكها:
1